تبلیغات
شوق رهایی

شوق رهایی

**Renounce the world**


یه کم قاط زدم

به نام اونی که دنیا ساخت خودشه،آرامش قلبِ منِ فقیر و شما که دارا هستی،حرکت تمامِ آدما با جک جونورهای زمین

 و آسِمونا همه و همه از یه چشم به هم زدنِ خودشه

بعد از خدا با این شروع میکنم:

زندگی     چیزی    نیست

                 که   لب   طاقچه  عادت

                            از  یاد  من  و  تو  برود   

                                        زندگی   آب   تنی   کردن

                                                      در   حوضچه  اکنون  است

بابت تاخیر منو ببخشید.آخه اعصاب نداشتم یه تاکسی نامرد به داداشم زده بود ودست و پاش روهم یه حال اساسی داده بود.داداشی بنده هم نمیدونم روچه حسابی به ساعت نکشیده بود با اون حال خرابش رضایت داده بود  وطرف هم حاجی حاجی مکه  تو اونجاش عروسی رفت که رفت!آی تو روحت نامرد!! منم یه بار داداشی رو بردمش حموم از زندگی سیر شدم.خدا نصیب هیچ آدمی نکنه.آمین

هدف من از این مطلب یه چیز دیگه اس پس خواهش میکنم درست نظر بدید.آخه من جواب آدمایی که همه چیز رو به شوخی میگیرن نمیدم و ندادم.امید  دارم که دیگه تکرارنکنن.

میگن تو این دنیای عجیب و خفن امروزی (از نظر من) ولی واسه اونای دیگه که میشه تکنولوژی(اوهو چه غلطا ! لغت خارجکی بکار بردی؟ببند دهنت رو تا نبستمش.ببخشید این کودک درون منه.دیوونه شدم از دستش)،هر کدوم از ما سهمی داریم که فقط خود خدا میدونه چون خودش این سهم رو به ما داده!

بعدشم دوباره میگن که ازاین سهم راضی باشید.آخه به نظر شما مگه میییییشه؟ هااااان

سهم منِ بدبخت که تو این دنیا چیزی نبوده؟اون دنیا هم که معلوم نیس؟ آخه وقتی چشم باز کردیم دیدیم زرتی افتادیم وسط یه مشت گرگ !!

اولش با خودم میگفتم : یووهوو اینا دیگه کی هستن؟نخورن منو تموم بشم؟

یه چند سالی که گذشت 1ناخن به تن مبارک زدم دیدم نه بابا هنوز نخوردنم،یعنی ظاهری منو نخوردن به جاش باطنی خوردن.

جاتون خالی ما هم شده بودبم یکی از اونا(خاک تو سرت!یعنی چی که میگی جاتون خالی؟ مردم چیزای خوب با خاطرات شیرین خودشون رو به بقیه میگن جات خالی ؟ خُبه حالا.کودک درون بسه دیگه خفه شو!  دارم مینویسم)چه بخور بخوری شده این وسط.حالا که همه راضی هستن  . . . لقِ  ناراضی.برابچ وبلاگ نیاز به شادی داره پیمونه ها رو بیارید با اجازه جمع میخام ساقی شم.

پیک اوّل رو میریم بالا به سلامتی اونایی که دوستشون داریم و نمی دونن و اونایی که دوستمون دارن و نمی دونیم.نووش

دوّمی رومیریم بالا به سلامتی رفیقی که تورفاقت کم نذاشت،کم برداشت تا به ما کم نرسه( داش محسن رومیگم ).نووش

سوّمی رو بزنید که هرچی نارفیقه زنده نباشه و جمع جمعِ آخر نباشه.نووش

بسه دیگه بساط تعطیل جمع کنید. درسته که دنیا دنیای مجازیه ولی اینجا هم آره پیدا میشه! الانه که برابچ سایبری نیروی انتظامی پیداشون بشه.شرمنده کم بود.

خب رفقا میگفتم:

کجا بودم ؟

جایی نبودم!

چی می خواستم بگم منی که جایی نبودم؟

من کی ام ؟

تو کی هستی؟

اینجا کجاست؟

وبلاگ چیه؟

اینا با اونا رو کی نوشته؟

اصلاً داش هادی کیه؟

بهلول دیگه کیه؟

اینهمه لینک که نوشته رفقام کجان و کی هستن؟

حالم خوب نیست فکر کنم از این مرض های جدید گرفتم که میگن این روزا مُد شده.اسمش چی بود؟

لای بای زر؟

یو زایمر؟ (بمیری! درد بگیری ! خفه شی !   اوهوی واسا بینم اصلاً تو کی هستی بهم فحش میدی دهن سرویس؟)

آنزایمر؟

آهان فففففکر کنم آلزایمر باشه.

برو بابا به من چه. اصلاً نمیدونم چطوری اومدم اینجا !

ولی خودمونیم جای خوبیه. شادی وغم وغُصّه مبهمی واسه خودش داره.

پس اگه دفعه بعد یادم نرفت بازم میام اینجا.

جمع شاد باشید

1390/6/26   ساعت :19:42دقیقه


1390/06/27 توسط بهلول | بوسه بر خاک ()

نمایش نظرات 1 تا 30


سلام

عاشق ریسك كردن

آهنگ مورد علاقه:مدارا

(شهرام شكوهی)

پا برهنه بودن خیلی فرق داره
بهش فکر کن . . .


چِرتُ پِرت؟
هذیون
شعر های بیابونی

بهلول

نظر شما در مورد وبلاگ من كه به سبك بهلول هستش چیست؟